تبليغاتX
مردن ز بوسه اي و تولد ز بوسه اي ::
مردن ز بوسه اي و تولد ز بوسه اي
سلام عزیزم!

نمی توانم قبول کنم ! این صدای تو نیست کسی که از آن طرف گوشی دارد با من حرف می زند، تو نیستی.

تو باید الان خوابت برده باشد،درست  مثل تمام این سال ها که خواب بودی و نفهمیدی چه می کنی... حتماً قصه آنها که در خواب راه می روند را شنیده ای، بلند بلند حرف می زنند ، به بیرون از خانه می روند و گاهی غلیظ تر  رانندگی هم می کنند . تو یکی از آنهایی، سه ، چهار سالی می شود خوابیده ای نه روی مبل و کاناپه و نه توی رختخواب خودت، تو همه جا وهر جا که رفته ای، حرف زده ای، خندیده ای و گریه کرده ای خواب بوده ای ، دست خودت نبود و حتماً مرتکب خطاهایی شده ای که نمی توانی و نمی توانم به زبان بیاورم به قول فروغ « کور شوم اگر دروغ بگویم » زبانم لال لغزش کرده ای و هیچ بروی خودت نیاوردی، قصه همین است ، به عبارتی دیگر می شود گفت همه ما خواب بوده ایم ،من هم که نبوده ام حالا خودم را به کوچه علی چپ می زنم.

می دانی چقدر فاصله بین من و توست آنقدر ها هست که دوست دارمت هایمان با هم فرق کند، من اگر هزار بار بگویم « دوستت دارم » حتما یک بار هم دروغ نگفته ام ولی تو چه طور ، « دوستت دارمت » صادقانه است یا در خواب داری با من حرف می زنی ، عزیزم ! به خدا قسم ما خیلی دیر به تور هم خورده ایم دیرتر از آنکه بوسه هایمان از سر شهوت باشد.

نمی دانم چه جور به خواب تو دست پیدا کردم، چه جور آمدم و چه جور ماندم و حالا حالا ها ماندنی هستم یا نه! صدای آزار دهنده دوری تو را از من جار می زنند ، هیچ کس نمی داند تو توی خواب راه رفته ای کارهایی کردهای که... همه دارند از تو توی گوشم بدی می گویند و هیچ کدامشان ماجرای خواب تو را باور نمی کنند ، می گویم تو مثل یک کودک معصوم که پایت را از خانه گذاشته ای بیرون ، دزدیده شده ای ، به من می خندند می گویم  حاضرم قسم بخورم که خواب بوده است ، به من می خندند می گویم  به هر حال من دوستش دارم حتی اگر این دوستی یک طرفه باشد ، به من می خندند .

با همه اتفاقات ، حرف ها ، دروغ ها و با همه خطا هایی که در خواب و بیداری کرده ای « دوستت دارم » . وقتش است که از خواب بیدار شوی! دست و صورتت را آب بزنی و خیلی آرام این نامه را بخوانی وقتش است روز ها ی قبل را مثل پلی خراب کنی و به روزهای آینده با چشم های باز باز باز نگاه کنی. تو آنقدر بزرگ شده ای که من نخواهم خوب و بد را نشانت بدهم ، تو همه چیز داری و لازم نیست از کسی الگو برداری عزیزم ، به خدا حیف تو نیست ، حیف خنده های تو نیست که حرام چشم های این و آتش می کنی ! حیف تو نیست که خوابت برده و ... به خدا من اگر جای تو بودم همین حالا چمدانی پر از عشق می کردم و دنبال یکی می گشتم که عاشقی را بلد باشد ، یادت می آید توی همان خواب لعنتی گفته بودم یک غم توی ته چشم هایت هست که خنده ی روی لب هایت را مصنوعی کرده ؟ آری عزیزم ! تو می دانی ، فقط احتیاج داری خودت را باور کنی و بپذیری که اشتباه کرده ای .

این ها را یکی نوشته است که از سال های دور تو را دوست داشته ، همیشه گوشه ی قلبش یک جای خالی گذاشته و حالا ...

یکی که دیر سلامت کرد .

 

 

|+|
نوشته شده توسط آبی کوچک در 87/03/02 و ساعت 9:49